ندارمت حــس مي کنــم نــدار تـر از همــه منـم
بخــــاطــــر نـداشتـنـت چـه عاشقانـه مي شکنم
نـدارمت تو لحظـــه هام بهـم مي گن بـايـد بــرم
بهـم مي گن تـا هميشـه بـايد که از تـو بگـــذرم
نــدارمـت امـا تــــو رو تو خاطرات هنـوز دارم
وقتي به خاطـرم ميـــاي اشک ميــريـــزم غم ميبـــارم
نــدارمت بهـم مي گــن حـالا کـه مـن نـــدارمت
بـرم با يک کس ديگــه تــو رو بـا اون بــذارمت
نـدارمت بهــم مي گــن دنيـا نمي ايستــه بــرام
خبــــر نــدارن که تويي دنيـاي لحظه لحظـه هام
نــدارمت ستــــاره هــا از حــال مـن بي خبــرن
تـو ماهشـون بـودي ولي از حــالا مـاهي نــدارن





