اگر ..................

khodaya.jpg


اگر دروغ رنگ داشت ؛
هر روز شايد ؛ ده ها رنگين کمان در دهان ما نطفه ميبست
و بيرنگي کمياب ترين چيزها بود
اگر شکستن قلب و غرور صدا داشت؛
عاشقان سکوت شب را ويران ميکردند
اگر براستي خواستن توانستن بود ؛
محال نبود وصال !
و عاشقان که هميشه خواهانند؛
هميشه ميتوانستند تنها نباشند
اگر گناه وزن داشت ؛
هيچ کس را توان ان نبود که قدمي بردارد ؛
تو از کوله بار سنگين خويش ناله ميکردي ...
و من شايد ؛ کمر شکسته ترين بودم
اگر غرور نبود ؛
چشمهايمان به جاي لبهايمان سخن نميگفتند ؛
و ما کلام محبت را در ميان نگاههاي گهگاهمان جستجو نميکرديم
اگر ديوار نبود ؛ نزديک تر بوديم ؛
با اولين خميازه به خواب ميرفتيم
و هر عادت مکرر را در ميان زندان حبس نميکرديم
اگر خواب حقيقت داشت ؛
هميشه خواب بوديم
هيچ رنجي بدون گنج نبود ... ولي گنج ها شايد بدون رنج بودند
اگر همه ثروت داشتند ؛
دل ها سکه ها را بيش از خدا نمي پرستيدند
و يکنفر در کنار خيابان خواب گندم نميديد ؛
تا ديگران از سر جوانمردي ؛
بي ارزش ترين سکه هاشان را نثار او کنند
اما بي گمان صفا و سادگي ميمرد ....
اگر همه ثروت داشتند
اگر مرگ نبود ؛
همه کافر بودند ؛
و زندگي بي ارزشترين کالا يود
ترس نبود ؛ زيبايي نبود ؛ و خوبي هم شايد اگر عشق نبود ؛
به کدامين بهانه ميگريستيم وميخنديديم؟
کدام لحظه ناياب را انديشه ميکرديم؟
و چگونه عبور روزهاي تلخ را تاب مياورديم؟
اري بي گمان پيش از اينها مرده بوديم ....
اگر عشق نبود
اگر کينه نبود؛
قلبها تمامي حجم خود را در اختيار عشق ميگذاشتند
اگر خداوند ؛
يک روز آرزوي انسان را براورده ميکرد
من بي گمان دوباره ديدن تو را آرزو ميکردم و تو نيز هرگز نديدن مرا
انگاه نميدانم

براستي خداوند کداميک را مي پذيرفت?



پاییز پادشاه فصلها مبارک

پاییز را دوست دارم... پاییز را دوست دارم، بخاطر غریب و بی صدا آمدنش پاییز را دوست دارم،

بخاطر رنگ زرد زیبا و دیوانه کننده اش پاییز را دوست دارم، بخاطر خش خش گوش نواز برگ

هایش پاییز را دوست دارم، بخاطر صدای نم نم باران های عاشقانه اش پاییز را دوست دارم،

بخاطر رفتن و رفتن... و خیس شدن زیر باران های پاییزی پاییز را دوست دارم، بخاطر بوی مست

کننده خاک باران خورده کوچه ها پاییز را دوست دارم، بخاطر غروب های نارنجی و دلگیرش

پاییز را دوست دارم، بخاطر شب های سرد و طولانی اش پاییز را دوست دارم، بخاطر تنهایی و

دلتنگی های پاییزی ام پاییز را دوست دارم، بخاطر پیاده روی های شبانه ام پاییز را دوست دارم،

بخاطر بغض های سنگین انتظار پاییز را دوست دارم، بخاطر اشک های بی صدایم پاییز را دوست

دارم، بخاطر سالها خاطرات پاییزی ام پاییز را دوست دارم، بخاطر معصومیت کودکی ام پاییز را

دوست دارم، بخاطر نشاط نوجوانی ام پاییز را دوست دارم، بخاطر تنهایی جوانی ام پاییز را دوست

دارم، بخاطر اولین نفس هایم پاییز را دوست دارم، بخاطر اولین گریه هایم پاییز را دوست دارم،

بخاطر اولین خنده هایم پاییز را دوست دارم، بخاطر دوباره متولد شدن پاییز را دوست دارم، بخاطر

رسیدن به نقطه شروع سفر پاییز را دوست دارم، بخاطر یک سال دورتر شدن از آغاز راه پاییز را

دوست دارم، بخاطر یک سال نزدیک تر شدن به پایان راه پاییز را دوست دارم، بخاطر هدیه زیبایی

که به من داد پاییز را دوست دارم، بخاطر هدیه ای که به من امید ماندن داد پاییز را دوست دارم،

بخاطر هدیه ای که به من جرات عاشق شدن داد پاییز را دوست دارم، بخاطر غریبانه و بی صدا

رفتنش پاییز را دوست دارم، بخاطر خود پاییز و من عاشقانه پاییز را دوست دارم …پاییز را

دوست دارم بخاطر تولد پاکش...



ادامه مطلب عکس نوسیده هست ولی رمز داره که

به هر کسی داده نمیشه

بگو خوب

باز پاییز است، اندکی از مهر پیداست
حتی در این دوران بی مهری باز هم پاییز زیباست
مهرتون  قشنگ ٬ پاییزتون  مبارک . . .


ادامه مطلب